امروز : شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷ | Saturday, 23 June , 2018

logo-mob
live

وبگردی


پزشکی و سلامت

خاطرات طنز باحال خنده دار

خاطرات طنز باحال خنده دار

ویبره – سرگرمی :مطالب طنز خنده دار

یکی از دوستان میگفت که :
یه روز استادمون برگه های میان ترم تصحیح شده رو آورده بود

تا به بچه هابده، بعد از توزیع اوراق به بچه ها،

استاد میگه : این کیه اسمشو بالا برگش ننوشته؟!

خیر سرش ۱۶ هم شده
هیشکی جواب نمیده! ۲ دقه بعد میگه دست خطشم شبیه خودمه؟!!!

اِ این که کلید سؤالاست که!!!!”
استاد برگه ی کلید سؤالات رو هم تصحیح کرده بود به خودش ۱۶ داده بود!

 

خاطرات جالب و خنده دار, سوتی های خنده دار

 

ظهر داشتم با دوستم راه میرفتم بهش میگم بیا از تو سایه بریم..
میگه: نه عینک آفتابی دارم؛ باس از آفتاب بریم
خدایا نعمتتو شکر ببین با کیا شدیم ۷۰ میلیون

 

خاطرات جالب و خنده دار, سوتی های خنده دار

 

یکی از فامیلامون (دختر) یک سال مالزی بود، بعد دو سال رفت کانادا. تنهام زندگی میکنه.
واسه تعطیلات برگشته ایران، خواست بره کیش با دوستش، باباش اجازه نداد!
گفت نمی ذارم تنها بری مسافرت!

 

خاطرات جالب و خنده دار, سوتی های خنده دار

 

به بابام میگم تیغ اصلاح داری؟
میگه نه برو بیرون بخر!
نون هم بخر!
یه سر برو تا اون داروخانه شبانه روزیه یه قرص معده بخرد …
میوه هم بگیر که عصر مهمون داریم !
ماشینم بنزین نداره … زحمت اونم بکش
میگم : نه احساس میکنم ته ریش بهم میاد

 

خاطرات جالب و خنده دار, سوتی های خنده دار

 

از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم

عمه ام داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت.

یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه!
یهو عمه صاف نشست گفت: تازه الان بهم ریختس!

خاطرات طنز باحال خنده دار





نظرات

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با * علامت‌گذاری شده‌اند .

* نام :
* ایمیل :
وب سایت :


مطالب مرتبط