امروز : دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷

live

زمانه شکل دگر گشت و رفت آن مهربانیها (غزلیات امیرخسرو دهلوی)

زمانه شکل دگر گشت و رفت آن مهربانیها (غزلیات امیرخسرو دهلوی)

ویبره – سرگرمی (شعر و ادبیات ) : غزلیات امیرخسرو دهلوی

زمانه شکل دگر گشت و رفت آن مهربانیها

همه خونابه حسرت شدست آن دوست گانیها

عزیزانی که از صبحت گران تر بوده اند از جان

چو بر دلها گران گشتند بردند آن گرانیها

نشان همدمان جایی نمی بینم، چه شد آری

زمانه محو کرد از سر دگر ره آن گرانیها

کنون در کنج مهمان زمین اند آنکه دیدستی

پریرویان زیور کرده را در میهمانیها

چو مشک ما همه کافور شد از سردی عالم

جوانان را ز ما دل سرد شد کو آن جوانیها

وگر سوزیم در عالم کسی دلسوز ما نبود

زبس کز مهربانان رفت سوز مهربانیها

مخند، ای کامران عشق، بر تلخی عیش من

که من هم داشتم اندازه خود کامرانیها

کسی کامروز در شادیست فردا بینیش در غم

نوید ماتم غم دان نوا و شادمانیها

به نقد خوشدلی مفروش ده روز حیات خود

که خواهد رایگان رفتن متاع کامرانیها

غم آرد یاد شادیهای رفته در دل خسرو

چو یاد تندرستی و زمان شادمانیها

 

زمانه شکل دگر گشت و رفت آن مهربانیها (غزلیات امیرخسرو دهلوی)



نظرات

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با * علامت‌گذاری شده‌اند .

* نام :
* ایمیل :
وب سایت :