امروز : دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ | Monday, 18 June , 2018

logo-mob
live

سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبر گیرد تو را (غزلیات ملک الشعرای بهار)

سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبر گیرد تو را (غزلیات ملک الشعرای بهار)

 

ویبره – سرگرمی ( شعر و ادبیات ) : غزلیات ملک الشعرای بهار

سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبرگیرد تو را

خون مردم‌، آخر ای بیدادگر، گیرد تو را

ای شکرلب‌، آب چشمم نیک دریابد تو را

وی قصب‌پوش آتش دل زود درگیرد تو را

 

ورگریزی زین دو طوفان چون پری برآسمان

بر فراز آسمان آه سحر گیرد تو را

 

باخبرکردم تو را خون ضعیفان را مریز

زان که خون بی‌گناهان بی‌خبر گیرد تو را

 

نفرت مردم به مانند سگ درنده است

گر تو از پیشش گریزی زودتر گیرد تو را

 

کن حذر زان دم که دست عاشق دلمرده‌ای

همچو قاتل در میان رهگذر گیرد تو را

 

ای خدنگ غمزهٔ جانان ز تنهایی منال

مرغ دل چون جوجه زیر بال و پر گیرد تو را

 

خاک زیر و رو ندارد پیش عزم عاشقان

هر کجا باشد بهار آخر به بر گیرد تو را

 

 

سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبر گیرد تو را (غزلیات ملک الشعرای بهار)





نظرات

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با * علامت‌گذاری شده‌اند .

* نام :
* ایمیل :
وب سایت :


مطالب مرتبط